قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4387
تاريخ الفي ( فارسى )
روز ديگر امير ابو يحيى خواست كه طلب وجه معهود نمايد . پادشاه فرمود كه « بيچاره عليشاه حساب و كتاب نمىداند . آنچه از وى طلب مىرود مجموع را رسانده است و فراموش كرده . اكنون به ياد ما آورد . ديگر او را مزاحمت نرسانيد . » امير ابو يحيى چون اين سخن شنيد نزد امير چوپان رفت و گفت كه « در اوجاغ هلاگو خان و اباقا خان اگر كسى خواستى كه سخنى به پادشاه رساند بىمصلحت امرا و كنكاچ ايشان ممكن نبود . اكنون نيم شب عليشاه به دفع ما امرا خلوت مىكند و هر مهم كه مىخواهد مىسازد . » امير چوپان نيز برآشفت و در مقام دفع عليشاه شد . و خواجه عليشاه چون از اتفاق امرا واقف شد ، مال را بلاگردان جان ساخته مبلغى گرانمند نزد امير چوپان فرستاد . دشمنى به دوستى مبدل شد . و در اين سال در همدان و نواحى آن زلزلهء عظيمى واقع شد ، چنانچه چند موضع زير و زبر گشت و متوطّنان اكثر در زير مقام كردند . اما احوال ايسن بوقا ، حاكم ماوراء النهر آن است كه قضيهء منازعت او و پادشاه ايران به واسطهء داوود خواجه سابقا ذكر شد . چون ميانهء قاآن و اولجايتو سلطان دوستى بود ، هميشه از طرفين آمدوشد مىنمودند . كسى اين معنى را خاطرنشان ايسن بوقا نمود كه قاآن و سلطان اراده دارند كه از طرفين تو را در ميان گرفته مستأصل سازند . ايسن بوقا انديشه كرد كه منازعت نمايد و پيشدستى را از دست ندهد . به حسب اتفاق ايلچيان در مملكت او بودند ، بالتمام را گرفت و بوقتيمور جنگ پيك را - كه قاآن خاتون بر دست او جهت اولجايتو سلطان مىفرستاد - با هزار و پانصد الاغ در شهر بند كرد ، و با پنج تومان « 1 » لشكر عزيمت سرحد ولايت قاآن نمود كه بر طوغاچى كه حاكم آن حدود بود شبيخون « 2 » برد . طوغاچى از اين معنى آگاه شد و لشكر خود را بر آبى كه در آن نواحى بود گذرانيد و در كوهپايهاى مستحكم فرود آمد . و چون فصل زمستان بود و هواها در كمال سردى ، اكثر چهارپايان ايسن بوقا تلف شد . و چون لشكريان را ملاقات افتاد و بعد از حرب عظيم ايسن بوقا منهزم شده و مخذول و منكوب مراجعت كرد و دانست كه با قاآن گستاخى كرده . جمعى را از سارى با تشريفات داده به حضرت قاآن فرستاد و پيغام كرد كه « طوغاچى بىسابقهء [ 405 الف ] جرمى من را اهانت و خوارى نمود . من خواستم كه مواجهة با وى سخن كنم . با اندك مايه مردم نزديك او رفتم .
--> - كنار تمغاى من نباشد . » رشيد گفت : « من نمىخواهم به كسى چون تو كه در وقت پرداخت پول اظهار فقر و عجز مىكند بپيوندم . در صورتى كه هر يك از عمال تو مال بسيارى اندوخته و قارون شده است . » - تاريخ ايران كمبريج ، ج 5 ، ترجمهء حسن انوشه ، ص 380 . ( 1 ) . تومان معادل ده هزار نفر است . ( 2 ) . ق : سمور .